#هرچی-من-بگمه #پارت-بیست-چهارم

#هرچی-من-بگمه #پارت-بیست-چهارم
از زبون #لوهان

دختره‌ی....یه لباس پوشیده اعصابم بهم ریخت همش جیمین بهش نگاه میکرد کاش الان یه اسلحه داشتم میزدم مغزش میوفتاد کف زمین رفتم پیش رویا گفتم
-حق نداری از پیشم تکون بخوری وگرنه من میدونمو تو😡
رویا:باوش😒
اصلا انگار براش مهم نبود باشه فقط اگه با جیمین یا لی‌جونگ‌سوک ببینمش کارش ساختس خودم میکشمش تو طول مهمونی بهم چسبیده بود از کنارم جم نمیخورد
-چرا انقدر چسبیدی بهم؟؟
رویا:دلم نمیخواد اون دختره‌ی بی همه چیز بیاد پیشت یا بهت فکر کنه بخاطر همین
-😂
رویا:هر هر....
رزی:سلام لوهان
-سلام رز
رزی:رز؟؟قبلا خودمونی تر بودی
یه نگاه با عشوه به رویا انداخت که پیشم بود و بازومو گرفته بود اصن کلا این دوتا رو باش چقدر برا هم عشوه میان دیگه از دست رزی عصبانی شدم بخاطر همین با رویا رفتیم پیش پسرا
کریس:من هونهان و بزرگ کردم ددی و بیبی هم شن نمیدونستم یه روز با دوست دختراشون اینجوری میشن
سهون:اخه من دوست دختر دارم؟؟چرا هرچی میشه کاسه کوزه ها سر من میشکنه
رویا:بازم میگم سرتون مثل اسفالته که میشکنه نرم بود که نمیشکست
ایناز:راستی این سیا سوخته کجاس؟؟نیومده هنوز تو مهمونی
سوهو:داره لباس میپوشه🤦‍♀
-ببینم ایناز چرا پرسیدی کای کجاس؟؟
ایناز:منحرف تر از شما وجود داره؟؟
-نه😁😁
رویا🤣🤣🤣🤣


از زبون #رویا


پیش پسرا بودیم بودیم داشتیم میخندیدیم که به لوهان گفتم
-من میرم یخورده شراب بخورم
لولو:یادت باشه جیمین یا لی‌جونگ‌سوک بیان نزدیکت کارت ساختست
-اصلا به تو چه دوست دارم با بایسم یه گپ بزنم
لولو😡😐😑
-😒من رفتم
رفتم نشستم و یه جام که توش شراب بود برداشتم شروع کردم به خوردن بار اولم بود ااااهههه اونا چه راحت این زهرماریو میخورن دیدم جیمین اومد نشست پیشم
جیمین:سلام خوشمل انگاری خدا دوست داره ما بهم برسیم
-لطفا برو‌ من خودم ناموس دارم
جیمین:😂شوخی میکنی؟؟
-شوخی ندارم
جیمین:ناموست کیه؟؟
-لوهان
جیمین😳😞
-ببخشید ولی لطفا برو چون دوست ندارم
جیمین:باشه اما شنیدم من بایس تو ام امیدوارم بایس خوبی باشم
-باش بایس خوبی باش بعد پاشدم رفتم پیش پسرا رفتم پیش لولو


از زبون #سیلدا


یه چندوقتی میشه به سهون حسی دارم دوسش دارم دلم میخواد بهش بگم ولی من یه دخترم پس غرورمو زیر پا نمیزارم شاید اون دوسم نداشته باشه
دیدگاه ها (۱)

رمان :«پسر عموی جذابم»part:9ویو «سلین»&دخترم میخواستم یه چیز...

دخترا برا اینکه گیج نشین یه خلاصه بگمجین و جسیکا که تو پارت ...

وقتی بهت خیانت میکنه p۴ویو جیمین وقتی اعضا اون حرفا رو بهم ز...

part:1ویو کیم کلارا♡امشب پدر میخواست یه مهمونی برگزار کنهکه ...

ملکه ی آدمیزاد و سه پادشاه خوناشام

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

| Part*42*جیمین: «لارا، معرفی نمی‌کنی؟»لارا: «چرا که نه.»نزد...

پارت هشتمحدود ۲۰ مین بعد زنگ خونه به صدا در اومد جیمین رفت د...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط