تو تو یک شب بارونی داری توی کوچه پس کوچه های چوسان قدم می
تو تو یک شب بارونی داری توی کوچه پس کوچه های چوسان قدم میزنی
از کنار یک مسافرخونه رد میشی و صدایی میشنوی
+باید یه جوری از شرش خلاص شیم
تو:یعنی چی از شر کی خلاص بشن
پشت در مسافرخونه می ایستی و به حرفشون گوش میدی و میفهمی دارن واسه کشتن امپراطور نقشه میریزن
میری پیش فرمانده جانگ (اداره پلیس)
تو:فرمانده منو بخاطر گفتن این حرف ببخشید ولی چند نفر دارن برای کشتن عالیجناب نقشه میریزن
فرمانده جانگ:چه کسایی؟
تو:نمیدونم من فقط صداشون رو شنیدم
فرمانده جانگ:کی حرفتو باور میکنه؟برو واسه یکی دیگه دروغاتو تعریف کن
تو:اما فرمانده
فرمانده:برو که کلی کار ریخته رو سرم
تو:اما...اما...
به برادرت که افسر گارد سلطنتی هست میگی
افسر پارک (برادرت):حواسم هست نگران نباش
افسر پارک: راستی مگه امتحانات ورودی فردا نیست
تو: آره
افسر پارک :خب تو که امتحان داری چرا نمیری آماده شی
تو: نگران من نباش من دیگه میرم
افسر پارک: خداحافظ
میری که برگردی خونه که چند نفر ماسک دار جلو راهت سبز میشن و به طرف تو میان و...
☆
☆
☆
☆
منتظر پارت ۲ باشید
بای بای ♡♡
از کنار یک مسافرخونه رد میشی و صدایی میشنوی
+باید یه جوری از شرش خلاص شیم
تو:یعنی چی از شر کی خلاص بشن
پشت در مسافرخونه می ایستی و به حرفشون گوش میدی و میفهمی دارن واسه کشتن امپراطور نقشه میریزن
میری پیش فرمانده جانگ (اداره پلیس)
تو:فرمانده منو بخاطر گفتن این حرف ببخشید ولی چند نفر دارن برای کشتن عالیجناب نقشه میریزن
فرمانده جانگ:چه کسایی؟
تو:نمیدونم من فقط صداشون رو شنیدم
فرمانده جانگ:کی حرفتو باور میکنه؟برو واسه یکی دیگه دروغاتو تعریف کن
تو:اما فرمانده
فرمانده:برو که کلی کار ریخته رو سرم
تو:اما...اما...
به برادرت که افسر گارد سلطنتی هست میگی
افسر پارک (برادرت):حواسم هست نگران نباش
افسر پارک: راستی مگه امتحانات ورودی فردا نیست
تو: آره
افسر پارک :خب تو که امتحان داری چرا نمیری آماده شی
تو: نگران من نباش من دیگه میرم
افسر پارک: خداحافظ
میری که برگردی خونه که چند نفر ماسک دار جلو راهت سبز میشن و به طرف تو میان و...
☆
☆
☆
☆
منتظر پارت ۲ باشید
بای بای ♡♡
- ۷۲۲
- ۱۶ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط