(شِکوِه گُل 1)

(شِکوِه گُل 1)
به قبرستان گذر کردم چو روزی+
بفصدِدفنِ یارِ دلفروزی+++
گلی دیدم به قبری گشته پرپر+
شدم از حالِ زارِ او مکدّر+++
ندائی آمد از آن گل به گوشم+
به غلیان آمداین طبعِ خموشم+++
بدوگفتم چراگمگشته راهی؟
دراین ماتمسرایِ ماچه خواهی؟؟
زمانی رونقِ گلزاربودی+
هَزاران رابسی دلداربودی+++
به بویِ عطرِتودل شاد میشد+
زِغمهائی گران آزادمیشد+....
ادامه دارد.
دیدگاه ها (۵)

عزیزان : دوراز جان شما و خانواده هایمحترمتان , روزی جهت دفن ...

گل نشان عظمت و شاهکار یکتای بی همتاست.( امّا دریغ که ما انسا...

به نامِ او , که گل را رنگ و بو داد .هَزاران را , امید و ...

👉 بازنویسی شعر چاپ شده در روزنامه طلوع👉 👇 چاپ امرو سه شنبه 2...

*** شِکوه ی گُل ***به قبرستان گذر کردم , چو روزی .به قصدِ...

روزی به قصد تشییع و تدفین دوستی بهقبرستان رفتم , در نزد...

شهادت حضرت فاطمه (س) را ...

دانلود مجله زن روز - شماره 471 - 7 اردیبهشت 1353

ابراهیم ابو عزیز

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط