nemeراز پشت دیوار

neme:راز پشت دیوار
p:6
.
.
.
.
.
.
اومد داخل اتاق و بهم گفت
_منو به خاطر کار احمقانم ببخشید..
از جام بلند شدم و با عصبانیت رفتم سمتش
وگفتم..
+امیدوارم دیگه این کار زشت رو انجام ندید وگرنه...《بااخم کیوت》
_خیلی خب باشه فکر کنم ...
+اره الان باید برید ناهارتون رو میل کنید..اخم..
_خیلی خب بریم ..سرد..
به سمت اتاق کار رفتن و ا.ت یه سینی غذارو گذاشت روی میز و رفت به سمت سالن غذا خوری شرکت در حال خوردن غذا بود که نگاه های سنگین یک نفر رو روی خودش حس کرد
روش رو برگردوند تا ببینه کی داره بهش نگاه میکنه که با یک دختر روبه رو میشه یعنی این دختر کیه.......
ادامه دارد....😊💫
دیدگاه ها (۴)

عادی ترین روز منو رفیقام 😅😂

MY HUSBAND IS A MAFIAPART 3*اتاق برای لحظه ای ساکت شد..دختر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط