*رازدل*

*رازدل*

ماه وش:
میز شام رو آماده کردم اونا هم بلند شدن اومدن نشستن رفتم تو آشپزخونه پیش مامان داشت آشپزخونه رو جم جور می کرد
- مامان شام نمی خوری
مامانم : حالا بعدا می خوریم به مامان کمک می کردم صدای فانی میومد صدام می کرد رفتم پیششون وگفتم : بفرمایید چیزی لازم دارید
فانی: چرا نوشیدنی نیاوردی
به میز نگاهی انداختم وگفتم : گذاشتم که
فانی : اونجا اون شیشه رو بیار
کیهان : فانی گفتم نه چرا لج می کنی
فانی : یکم عزیزم
کیهان اشاره کرد شیشه رو بیارم خدا رو شکر دیگه اخم نداشت شیشه رو آوردم گذاشتم نزدیک دستش
فانی : برام بریز
کیهان : بده من عزیزم
کیهان شیشه رو از فانی گرفت وگفت: لطفا دوتا جام بیارین
- بله حتما
رفتم از تو کابینت دوتا جام درآوردم ودادم کیهان تو جام ها از اون نوشیدنی ریخت منم چون دیدم کاری ندارن رفتم تو آشپزخونه نشستم شامشون رو که خوردن جام هارو برداشتن رفتن بالا با مامان میز رو جم کردیم بعدم خودمون شام خوردیم ظرف ها رو تمیز کردم گذاشتم تو ماشین ظرف شویی وبه مامان یاد دادم چطور باهاش کار کنه
مامانم : چطور یاد گرفتی با این چیزا کار کنی دخترم
- خونه نگار یاد گرفتم کارامون که تموم شد رفتیم خونه جدیدمون مامان تلویزیون نگاه می کردساعت رو نگاه کردم وگفتم : بنظرتون قهوه ببرم براش
مامانم : نه دخترم اونا که الان مشروب خوردن قهوه نمی خورن اگه کاری داشته باشن میگن
کتابمو برداشتم یکم درس هامو مرور کردم تقریبا داشت خوابم می برد با صدای مامان چشامو باز کردم
مامانم : برو سر جات بخواب
رفتم تو اتاق خودم مسواکمو برداشتم ورفتم مسواک زدم وبرگشتم یه لباس راحتی پوشیدم ورو تخت دراز کشیدم به دقیقه نرسید خوابیدم
با صدای زنگ گوشی از خواب پریدم ورفتم جواب دادم
- الو ...
- بیا بالا
صدای فانی بود گوشی رو گذاشتم شالمو پوشیدم ورفتم بالا در اتاق رو زدم چون صدایی نشنیدم رفتم داخل صدای فانی میومد
فانی : بزار دکتر خبر کنم ...کیهان
انگاری حال کیهان بد شده بود
- چی شده فانی خانم
فانی: یهو حالش بد شده
کیهان داشت بالا می اورد
فانی: شاید از غذا باشه ..چیکار کنم حالا مهران رو صدا بزن
کیهان دستشو آورد بالا وگفت : خوبم
با کمک فانی بلند شدصورتشو آب زد وگفت : لعنتی گفتم دونوع مشروب نخوریم می دونی....می دونی حالم بد میشه
فانی : کمک کن
به کمکش رفتم وکیهان رو گذاشتیم روتخت حالش یه جوری بود فانی خم شد گفت : کیهان دکتر روخبر کنم .دیدی حال خودت بدمی گفتی حال من بد میشه
کیهان دستشو گرفت وگفت : نمی خواد حالا ببین باهام چیکار کردی
فانی رو کشوند رو خودش دیگه اونجا نموندم ورفتم پایین همینکه رفتم داخل مامان گفت : کجا بودی مامان
- آقا کیهان حالش بد شده بود
مامانم : چش بود
- نمی دونم ولی انگار خوب نبود
داشت بالا می اورد یه جوری بود
مامانم : حتمابخاطر اون مشروبی بود که خورد
- نمی دونم
رفتم دراز کشیدم چشام سنگین می شد خیلی خوابم میومد ودوباره خوابیدم

صبح مامانم بیدارم کرد وگفت : بلند شو آقا کیهان گفتن صبحانه رو ببری تو بالکن
- بالکن؟!
مامانم: نمی دونی کجاست ؟
- نه
مامانم : برو بپرس
رفتم بالا به اتاق کیهان رسیدم در زدم
فانی : بیا تو .
رفتم داخل سرمو پایین انداختم کیهان دراز کشیده بود وفانی رو شکمش نشسته بود وداشت می خندید
- ببخشید بالکن کجاست ؟
فانی با خنده گفت : اونجاست ولی سرده پشیمون شدیم ....
دوباره خندید وگفت : بیار همینجا زود که خیلی گشنمه
برگشتم پایین مامانم کمکم کرد وباهام وسایلو آورد بالا ولی نیومد تو اتاق ودم در وایساد رو میزی که اونجا بود صبحانه رو چیدم وبعدم رفتم بقیه وسایلو از مامان گرفتم فانی اومد رو یکی از دوتا مبلی که اونجا بود نشست وگفت: برای آقا کیهان قهوه بیار سرش درد می کنه
- بله خانم حتما
فانی : بگو فانی خانم
از اتاق اومدم بیرون ورفتم پایین خدا رو شکر این چیزا رو بلد بودم همشو نگار بهم یاد داده بود یه فنجون قهوه خوری گذاشتم تو سینی وقوری مخصوص قهوه ورفتم بالا اینبار در نزدم ورفتم داخل با صحنه ای عشقبازی اون دوتا سرمو پایین انداختم وآروم در زدم فانی بدون توجه سرشو گداشت رو سینه ای کیهان وگفت : عزیزم حالت خوب بشه بریم بیرون
کیهان : می بینی که هوا چطوریه منم خستم کارم زیاد دارم
- قهوه اتون آقا
کیهان : بریز
قهوه ریختم وگفتم : کاردیگه ای ندارین ؟!
کیهان : برای نهار به مادرتون بگید نمی خواد برای مانهارچیزی درست کنه
- بله آقا
کیهان : می تونی بری
از اتاق اومدم پایین وای پاهام درد اومده بود این دختره دیگه کی بود؟!
دیدگاه ها (۱۳)

خونه ای کیهان آشپزخونه اتاقش وسالن های پذیرایی

*راز دل*مستانه: یواشکی در اتاقو باز کردم کیارو کاناپه خواب ب...

*راز دل*ماه وش :دم غروب بود با صدای بوق ماشینی رفتم پشت پنجر...

*راز دل*ماه وش:- خیلی خوشگله اینجا سارا: خیلی اینجا از وقتی ...

داستان از زبان ا/توسایلمو جمع کردم ورفتم خونهی مامان بابام ...

in your eyes

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط