دیدی بیسکویت میزنی تو چایی همش باید حواست باشه وا نره

دیدی بیسکویت میزنی تو چایی همش باید حواست باشه وا نره
.
.
.

.
.
ساقه طلایی رو زدم انگار نه انگار. لیوان خشک شد
دیدگاه ها (۱)

:-(

b darak k nemishe -_-bAyad cheshm bAsirat dashte bAshin -_-

^__^khabAm nemire...

اکبر جوجه گلوگاه

چند پارتی چانپارت ۴وقتی نشستیم خونه ی داییت دیدی پسر داییت ه...

ستاریو درخواستی

✥𝓜𝓨 𝓝𝓤𝓡𝓢𝓔(𝓟𝓐𝓡𝓣24🦋)✥(ویو جئون جونگ کوک)_ بیا بگیر بخورش کمک م...

Do I love him, or do I hate him?p:⁷*رفتن داخل* ویو جینا +چیز...

دو تا چایی ریخت، گفت:بیا بشین اینجا باهم غصه تو رو بخوریم؛نگ...

I Love you...but I don't know...How can I say this...to you....

رمان دخت من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط