«Don't scold me»
«Don't scold me»
part-16
«پرش زمانی به یک هفته بعد »
ویو نویسنده*
تهیونگ برخلاف جونگکوک خیلی خوب با الیس رفتار میکرد و یک هفته ای شده بود که الیس پیش تهیونگ زندگی میکنه ولی امروز روز خداحافظیه .........
ویو تهیونگ*
میدونم یهویی شده ولی من نقشم خراب شده، من خودم عاشق الیس شدم ، نمیدونم چرا ولی وقتی باهاش حرف میزنم خیلی خوشحال تر هستم ، میخوام امروز خواسته از که روز اول ازم خواست ازش بکنم رو امروز بهش بگم و ازش بخوام پیش من بمونه...........
ویو الیس*
حدودا یک هفته میگذره که پیش تهیونگ هستم ، امروز دیگه خودم میرم و مادرم رو میبینم توی این مدت تهیونگ خیلی باهام مهربون بود .........
بعد از انجام کار های مربوطه پایین رفتم و سر میز صبحونه نشستم و با تهیونگ حرف میزدیم که گفتم......
الیس: من امروز خودم میرم و مادرم رو میبینم
تهیونگ: مطعئنی مشکلی پیس نمیاد
الیس: فکر نمیکنم جونگکوک هنوز عصبانی باشه.....
تهیونگ: هر طور که مایلی کوچولو......
راستی عصر میخوام خواسته ای که قرار بود واسم انجام بدی رو بهت بگم
الیس: ممنونم ، باشه حتما..........
و بعد به بیمارستان رفتم ،توی راه برگشت که بودم یه نفر دستش رو روی دهنم گذاشت و منو بزور سوار ماشین کرد و من روز پاهاش بودم سرم رو بالا اورد و دیدم جونگکوکه و حالش خوب نیست ......
جونگکوک: الیس منو ببخش ،من اونشب مست بودم......
پریدم وسط حرفش و گفتم......
الیس: من بخشیدمت ، ولی باید بهم قول بدی که دیگه دعوام نکنی و همینطور بزاری برم بیرون ......
یهو منو به خودش نزدیکتر کرد و گفت.....
جونگکوک: باشه جوجو
حالا نمیخوای ارومم کنی؟؟؟
الیس: ......
و بعد بغلش کردم و کم کم اروم شد.....
جونگکوک: بیا بریم خونه
الیس: به تهیونگ .....
پرید وسط حرفم و گفت.....
جونگکوک: بهش اطلاع دادم (دروغ میگه)
الیس: باشه ، ممنونم
و با هم به عمارت جونگکوک رفتیم .....
---
(داره به الیس حسودیم میشه😈)
---
شب با اینکه توی عمارت سکوت بود و همجا تاریک بود ولی هر دومون داشتیم کتاب میخوندیم ........
ویو تهیونگ*
الیس به خونه برنگشت ، برای همین نگرانش شدم و بعد متوجه شدم باز جونگکوک گولش زده نمیخوام الیس اذیت بشه برای همین گذاشتم بره ........
«پرش زمانی به صبح»
ویو الیس*
صبح جونگکوک رفته بود شرکت وقتی جونگکوک نبود همجا بیشتر ساکت بود برای همین روزم رو با فیلم دیدن شروع کردم......
شرایط پارت بعدی نداریم 😘😘
part-16
«پرش زمانی به یک هفته بعد »
ویو نویسنده*
تهیونگ برخلاف جونگکوک خیلی خوب با الیس رفتار میکرد و یک هفته ای شده بود که الیس پیش تهیونگ زندگی میکنه ولی امروز روز خداحافظیه .........
ویو تهیونگ*
میدونم یهویی شده ولی من نقشم خراب شده، من خودم عاشق الیس شدم ، نمیدونم چرا ولی وقتی باهاش حرف میزنم خیلی خوشحال تر هستم ، میخوام امروز خواسته از که روز اول ازم خواست ازش بکنم رو امروز بهش بگم و ازش بخوام پیش من بمونه...........
ویو الیس*
حدودا یک هفته میگذره که پیش تهیونگ هستم ، امروز دیگه خودم میرم و مادرم رو میبینم توی این مدت تهیونگ خیلی باهام مهربون بود .........
بعد از انجام کار های مربوطه پایین رفتم و سر میز صبحونه نشستم و با تهیونگ حرف میزدیم که گفتم......
الیس: من امروز خودم میرم و مادرم رو میبینم
تهیونگ: مطعئنی مشکلی پیس نمیاد
الیس: فکر نمیکنم جونگکوک هنوز عصبانی باشه.....
تهیونگ: هر طور که مایلی کوچولو......
راستی عصر میخوام خواسته ای که قرار بود واسم انجام بدی رو بهت بگم
الیس: ممنونم ، باشه حتما..........
و بعد به بیمارستان رفتم ،توی راه برگشت که بودم یه نفر دستش رو روی دهنم گذاشت و منو بزور سوار ماشین کرد و من روز پاهاش بودم سرم رو بالا اورد و دیدم جونگکوکه و حالش خوب نیست ......
جونگکوک: الیس منو ببخش ،من اونشب مست بودم......
پریدم وسط حرفش و گفتم......
الیس: من بخشیدمت ، ولی باید بهم قول بدی که دیگه دعوام نکنی و همینطور بزاری برم بیرون ......
یهو منو به خودش نزدیکتر کرد و گفت.....
جونگکوک: باشه جوجو
حالا نمیخوای ارومم کنی؟؟؟
الیس: ......
و بعد بغلش کردم و کم کم اروم شد.....
جونگکوک: بیا بریم خونه
الیس: به تهیونگ .....
پرید وسط حرفم و گفت.....
جونگکوک: بهش اطلاع دادم (دروغ میگه)
الیس: باشه ، ممنونم
و با هم به عمارت جونگکوک رفتیم .....
---
(داره به الیس حسودیم میشه😈)
---
شب با اینکه توی عمارت سکوت بود و همجا تاریک بود ولی هر دومون داشتیم کتاب میخوندیم ........
ویو تهیونگ*
الیس به خونه برنگشت ، برای همین نگرانش شدم و بعد متوجه شدم باز جونگکوک گولش زده نمیخوام الیس اذیت بشه برای همین گذاشتم بره ........
«پرش زمانی به صبح»
ویو الیس*
صبح جونگکوک رفته بود شرکت وقتی جونگکوک نبود همجا بیشتر ساکت بود برای همین روزم رو با فیلم دیدن شروع کردم......
شرایط پارت بعدی نداریم 😘😘
- ۵۳۸
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط