مرا دردیست اندر دل

مرا دردیست اندر دل
که گر گویم زبان سوزد
وگر پنهان کنم
ترسم که مغز استخوان سوزد...
دیدگاه ها (۰)

بی تو اینجا که منم سخت هوا بارانی استدل جدا، ابر جدا، چشم جد...

ز تمام بودنی ها«تو» همین از آن من باشکه به غیر با «تو» بودند...

جهان بی عشق چیزی نیست جز تکــراریک تکــرار ...

آزمودم دل خود را به هزاران شیوههیچ چیزش به جز از وصل تو خشنو...

سعدی میگه :مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزدوَگر پنهان...

دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان توکه هر بندی که بربندی بدرا...

غمِ  تنهایی  عذاب  است  به یادت  چه کنم دلِ  سر گشته ىِ من  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط