میوزم میبارم میتابم

می‌وزم، می‌بارم، می‌تابم.
آسمان‌ام
ستاره گان و زمین،
و گندمِ عطرآگینی که دانه می‌بندد
رقصان
در جانِ سبزِ خویش

از تو عبور می‌کنم
چنان که تُندری از شب
می‌درخشم
و فرو می‌ریزم.
دیدگاه ها (۱)

اخرین سنگر سکوت نیست، اولین سنگرم نیست، سکوت اصن سنگر نیست ،...

آخرین ایستگاه پاییز نزدیک استچند قدم آنطرفتررو به سوی زمستان...

گاهی اسمت که به گوشم میخوردیادم میردچندم بودکی بودچه روزی بو...

🍂 یاد آن شبها و یلداها بخیربرف بازی و سرماها بخیرکرسی و مادر...

Burned Wings galaxy

پارت پانزدهم -حقیقت-

دیــــار کهن𓅃«آرش کمانگیر»در روزگاری دور، میان ایران و توران...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط