تن دادم او را جان شدم

تن دادم او را جان شدم
جان دادمش جانان شدم
آنکو بگنجد در جهان
از دولت عشق آن شدم
کردم سفر از آب و گل
تا ملک جان اقلیم دل
از تن بجان می تاختم
تا از نظر پنهان شدم
مأوای دلدارست دل
کی جای اغیار است دل
دارم بدو این خانه را
بر درگهش دربان شدم

#فیض_کاشانی
دیدگاه ها (۲)

تن دادم او را جان شدم جان دادمش جانان شدمآنکو بگنجد در جهان ...

نخستین روز کاین چشم بلاکشمرا از عشق او در جان زد آتشدل از جا...

‌من دوش دیدم سر دل اندر جمال دلبریسنگین دلی لعلین لبی ایمان ...

باز آمدم

برگذری درنگری جز دل خوبان نبریسر مکش ای دل که از او هر چه کن...

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـد از جـداییــهـــا حکـــ...

به خودم که نگاه می‌کنم می‌بینم؛ باید چندین سالِ پیش به دنیا ...

.به خودم که نگاه می‌کنم می‌بینم؛ باید چندین سالِ پیش به دنیا...

‌ 🌺 🍃 ﷽🍃 🌺 .سالها داغ زیارت به جگر داشته امبه هوای حرمت شوق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط