تو مستِ مستِ سرخوشی، من مست بی‌سر سرخوشم،

تو مستِ مستِ سرخوشی، من مست بی‌سر سرخوشم،
تو عاشق خندان لبی، من بی‌دهان خندیده‌ام!
دیدگاه ها (۲)

بِکشم فِراق تو تا به کِی!؟همه بند بند مرا چو نِی، بُوَد از غ...

خدا را ساربان آهسته می ران، که مُو واماندۀ این قافله هستم!

حبس از کجا من از کجا ؟! من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ا...

چون چرخ اگرچه بی ثباتیم،هم مغربی ایم و مشرق شمس،هم ظلمت و چش...

#دریا

جمعه باید با تو سر می‌شد ولی این روزگار طاقت خندیدن انسانِ ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط