گویند روزی دزدی در راهی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبها
گویند روزی دزدی در راهی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش بازگرداند.
او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟
گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم، **نه *دزد دین اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال خللی می یافت آن وقت من دزد **باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است**
او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟
گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم، **نه *دزد دین اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال خللی می یافت آن وقت من دزد **باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است**
- ۲.۲k
- ۳۱ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط