پارت

پارت 4
صبح روز بعد. کانات، اوزان، اکیم و ملیسا با خستگی زیاد اومدن مدرسه و همین که تا وارد مدرسه شدن و از ماشین پیاده شدن و چند قدم راه رفتن پاهاشون به هم گیر کرد و خوردن زمین و بقیه هم خندیدن. ملیسا بلند شد و داد زد : به چی میخندین؟ جواب بدین. این یه اتفاق بود. پس چرا میخندین؟ جواب بدین. اکیم : ملیسا اروم باش. ملیسا : چجوری اروم باشم. چجوری. کانات : ملیسا بیا بریم. ملیسا : نمیام بزار به هشون حالی کنم که نخندن. اوزان : ملیسا بیا بریم. اکیم،کانات و اوزان بزور ملیسا رو بردن. اما ملیسا نیومد. ملیسا : اکیم ببین به تو هم دارن میخندن. اکیم : چی. اکیم هم عصبانی شد و با ملیسا هم دست شد. اوزان : چیکار کنیم. کانات : میدونم چی کار کنیم. اوزان : چیکار. کانات هم همه چیو گفت. اوزان : باشه. اوزان و کانات ملیسا و اکیم رو تز پشت انداختن رو شونشون.ملیسا و اکیم هم جیغ زدن. اکیم : کانات منو بزار زمین. ملیسا : منو بزار زمین اوزان. اوزان و کانات هم زمان : نمی زاریم. سر کلاس. استاد سلیم : این بار اوزان، کانات، اکیم و ملیسا کجان. نکنه همدیگرو میزنن. بشیر : نه استاد من دیدم دعوا نمیکنن. استاد سلیم : پس چیکار میکنن. بعد از چند دقیقه...
دیدگاه ها (۱)

DUYBENI

ملکه برگشته

ملیسا اکیم رو انداخت تو استخر 😡بعد کانات نجاتش داد 😍😍

پارت 3حیاط مدرسه. استاد سلیم : اوزان، کانات، اکیم و ملیسا. ...

مجنون سرخ چشم پارت ۲۶ (نشبت به عددش سناریو یکم شیرینه)

#چندپارتی #لینو#استری_کیدز {My enemy}part⁴.....ویو ا.ت وسایل...

p23

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط