دلم تنگ است

دلم تنگ است

نمي دانم ز تنهايي

پناه آرم كدامين سوي

پريشان حالم و بي تاب مي گريم

وقلبم بي امان محتاج مهر توست

نمي داني چه غمگين

رهسپار لحظه هاي بيقرارم من

به دنبال تو همچون كودكي هستم

و معصومانه مي جويم

پناه شانه هايت را

كه شايد اندكي

أرام گيرد دل

دلم تنگ است و تنهايي

به لب مي أورد جانم

به دنبال تو مي گردم

به سويت پيش مي أيم

چه شيرين است

پر از احساس يك خوشبختي نابم

پر از اميد سبز خوب ديدارم

و مي خواهم كه نامت

را به لوح سينه بنگارم

ونجوايي كنم در دل

و گويم تا ابد

من دوستت دارم
دیدگاه ها (۱۷)

دلت ميخواهد پيکرت را به فراموشی ِ چين و چروک ملحفه ها بسپاری...

دلم گرفته به اندازه وسعت تمام دلتنگی های عالم شیشه قلبم انق...

آخر شبه میدونم بستی چشاتو یکی جای منه میدونم هر کی که باتو ...

در باز شد و اومدی تو, کل ِ دنیام آفتاب شد اومدی تو... آره می...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

​ما، اسیرانِ این نقاب‌های زیبا هستیم؛ محکومیم که در اوجِ شکس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط