سرنوشت متصل 3

سرنوشت متصل 3
Part2
+که.... لیانا رو دیدم صبحونه اماده کرده بود
٪صبخیر مامان
+به به خانوم صحر خیز
٪باید برم پیش آوین پس زود پا شدم الانم میرم مواظب خودت باش...
+وایساااا داداشت کو...
٪خوابهههه داد*
_چخبرته دختر...
٪صبخیرررر بابااا من باید برممم..
_هویییی نیوفتیااا عجب دختریه کله خریه
+مث دوران جوانی منه
_لیام کو؟
+خوابه میرم بیدارش کنم
_وایسا من میرم...
+مطمعنی کوک؟
_بلاخره باید باهام کنار بیاد من پدرشم
رفتم طبقه بالا در زدم... لیام
#چیه
_اومدممم تو
#نیا
_اومدم دیگه....
#چی میخای
_این چه طرز حرف زدنه
#دلم میخاد میتونم
_منم یه کارایی میتونم انجام بدم
#مثلااا چه کاری...
_مثلا اینکه به تهیونگ بگم آوین رو بوسیدی
#تو از کجا دیدیییی؟
_اگه میخای دهنم چفت بمونه باید بیای سر سفره
#عوضی
_الحق که پسر خودمی..
+کوککککککک داد*
_چی شدههه رونا؟
+ـ.......
خماری

شرط
25 لایک
15 کامنت

نویسنده
https://wisgoon.com/xxvvc
#رمان #فیک #سناریو #واکنشات
#جونگکوک #تهیونگ #جیهوپ #نامجون #جین #جیمین #شوگا #بی_تی_اس #ارمی
ممنون از حمایتتون🤍🍓
دیدگاه ها (۱۶)

سید علی اکبر حجازی

مهدی شیخ زاده

مهدی شیخ زاده

فاتحان قله های ......

عکس بچه های چشمه موشک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط