قصه اینجاست

قصه اینجاست
 که شب بود
و هوا ریخت بهم
من چنان درد کشیدم که
 خدا ریخت بهم...
دیدگاه ها (۲)

خدا به موسی فرمود: با زبانی دعا کن که با آن گناه نکرده ای تا...

آمدی قصه ببافی که موجه بروی در نزن رفته ام از خویش کسی منزل...

یادت باشه...انسان هایی هستندکه دیوار بلندت را می بینندولی به...

به خدا من جای فناها حنجرم درد اومد لوسی همینجوری که نشست رو ...

الان که آب‌دهنت رو قورت میدی ولی گلوت درد نمیگیره خدا رو شکر...

از ڪورے چشم فلڪ امشب قمر اینجاستآرے قمر امشب بہ خدا تا سحر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط