عاشقم؛

عاشقم؛
اهلِ همین کوچه ی بن بستِ کناری
که تو از پنجره اش ، پای به قلبِ
منِ دیوانه نهادی
تو کجا؟!
کوچه کجا؟! پنجره یِ باز کجا ؟!
من کجا؟!
عشق کجا؟! طاقتِ آغاز کجا ؟!

#فریدون_مشیری
دیدگاه ها (۳)

قول دادم به خودم،غصه تراشی نکنمفکر این را کهتو باشی و نباشی ...

برکه دیگر ابشخورغزال و قناری نیستاب اش تلخ است و گل الودگویا...

هر رازی را نمی شود پنهان کرددیدم در ان دشتکه جا گذاشتی عطرت ...

ماه من بی تابم برای به اغوش گرفتن اتمن ان پلنگ امکه به خام...

کوچه ای را بود نامش معرفت،ساکنینش بامرام از هر جهت،گرچه بن ب...

.دلتنگ تو هستم که  دلم  کرده هوایت شک نیست، مرا می‌کشد این د...

با نگاهت عاشقم کردی،‌ دلم دیوانه شدخنده بر لب شاعرم کردی دلم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط