راضی ام باتو اگرسهم دلم غم بشود...!

راضی ام باتو اگرسهم دلم غم بشود...!
وبهشت من اگرباتو جهنم بشود...!

روی این سینه تبدار تب آلود هوس...!
گنهی نیست اگردست تو مرهم بشود...!

چه گناهی چه حرامی چه کسی گفته که دل...!
باید ازروی قوانین تو محرم بشود...!

من ازین غصه بجان آمده ام بی دینم...!
دین اگرباعث این غصه واین غم بشود...!

کافرم کافرمطلق به هواداری تو...!
چه شودکفر اگرچاره ی آدم بشود...؟!

گنه ست اینکه اگرباتو بمانم...؟!به درک...!
بگذارید که ازاهل جهنم بشود...
دیدگاه ها (۲)

چشم وا کردم و دیدم که وجودم "تو شدی"دفتر پر غزل خاطره هایم ...

در هراسم که غمی کُنجِ دلت خانه کنداشک در چشمِ تو با خنده یِ ...

بخت نافرجام اگر با عاشقان یاری کندیار عاشق سوز ما ترک دلازار...

آمد اما در نگاهش آن نوازشها نبودچشم خواب ‌آلوده‌اش را مستی ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط