رفته بودم واسه مامانم قابلمه بخرم به فروشنده گفتم آقا اين

رفته بودم واسه مامانم قابلمه بخرم به فروشنده گفتم آقا اين قابلمه هاي پلي تترا فلوئورو اتيلن چنده؟
گفت منظورت تفلونه؟
گفتم آره آفرين هي اسمش يادم ميره!!
.
.
.
.
.
الان فهميدين خيلي خفنم يا بيشتر توضيح بدم؟
دیدگاه ها (۱)

به خدا گفتم چرا آخه من یه مخاطب خاص ندارم.......گفت هنوز بند...

دختره ۱۱ سالشه استاتوس گذاشته اگه بابام برام آیفون نخره شب خ...

با کسی برید بیرون که..........اگه گرفتن عقدتون کردن پشیمون ن...

ﯾﻪ ﯾﺎﺭﻭﯾﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﻧﻤﻮﻧﻮ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ : ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺑﺮﺍ ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻞ ﯾﻪ ﺍﺳﺘ...

بزارید بهتون توضیح بدم چی شد که پیچم به فنا رفت تا حالا ببین...

ممنون که میخونی این داستان واقعی نیست

#قلبی_در_دو_بدنP4رفتم تو حیاط شروع کردم به خوندم کتاب که یهو...

true Love①⑧دست تهیونگ رو گرفته بودم ا/ت: من هنوز باورم نشده ...

رمان به دنبال هم...

Iove and the moonPart22یونا: میگم کوک فردا شب دوتایی بریم شا...

رمان

Name : اشک در آغوش گلبرگشالگردنم را پوشیدم و سریع از خونه زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط