ازشخصی پرسیدند روزها و شب هایت چگونه می گذرد
ازشخصی پرسیدند: روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟
با ناراحتی جواب داد: چه بگویم!
امروز از گرسنگی مجبور شدم کوزه ی سفالی که
یادگار سیصد ساله ی اجدادم بود بفروشم و نانی تهیه کنم..!
گفت: خداوند روزی ات را سیصد سال پیش کنار گذاشته و
تو اینگونه ناشکری می کنی؟
با ناراحتی جواب داد: چه بگویم!
امروز از گرسنگی مجبور شدم کوزه ی سفالی که
یادگار سیصد ساله ی اجدادم بود بفروشم و نانی تهیه کنم..!
گفت: خداوند روزی ات را سیصد سال پیش کنار گذاشته و
تو اینگونه ناشکری می کنی؟
- ۸۲۹
- ۰۹ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط