این که دلتنگ توام اقرار می خواهد مگر

این که دلتنگ توام اقرار می خواهد مگر
این که از من دلخوری انکار می خواهد مگر

وقت دل کندن به فکر باز پیوستن مباش
دل بریـدن وعـده ی دیدار می خواهد مگر

عقل اگر غیرت کند یک بار عاشق می شویم
اشـتباه ناگهـان تـکـرار می خواهد مگر

من چرا رسوا شوم یک شهر مشتاق تو اند
لشکر عـشاق پرچـم دار می خواهد مگر

با زبـان بی زبـانی بارها گـفـتی بـرو من که دارم می روم اصرار می خواهد مگر

روح سرگردان من هـر جا بخـواهـد می رود
خانـه ی دیـوانگان دیـوار می خواهد مگر

دیدگاه ها (۱)

نیمه ی گمگشته ات را دیر پیدا میکنی...سر بجنبانی خودت را پیر ...

رفته بودم گل بچینم خار در دستم خلیدخار را یک بوسه دادم خون ز...

هر زمان فالی گرفتم غم مخور آمد، ولیاین امید واهی حافظ مرا بی...

بـــــــرای تـــو زندگی می کنم، به عشق تو زنده هستم، اگر نبا...

Death and Balm:2 مرگ و مرهم لورن با کنجکاوی از جا برخاست و ب...

بررسی شعر «نه» از (ممد عارض) بخش نخستـــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط