بازی هر روزه مان بود ،

بازی هر روزه مان بود ،
من و تو: گرگم و گله میبرم.
تو و من:چوپون دارم نمیزارم.
یادم لبریز تنفر از تصویر مبهم پسرکی است
که کاش چوپانم نبود.
نبود و تو میبردی مرا.
نبود و من می بردم تو را.
کجایی؟
باد ما را برد.
در کدام جنگل ،گرگی؟
در کدام چمنزار گوسفند؟
من اینجایم،
چوپان خاطره هایی که شعر می شود به یادت
دیدگاه ها (۱)

بازے هر روزه مان بود ،من و تو: گرگم و گله مےبرم....تو و من: ...

بازی هر روزه مان بود ،من و تو: گرگم و گله میبرم.تو و من:چوپو...

بازی هر روزه مان بود ،من و تو: گرگم و گله میبرم.تو و من:چوپو...

بازی هر روزه مان بود ،من و تو: گرگم و گله میبرم.تو و من:چوپو...

بازی هر روزه مان بود ،من و تو: گرگم و گله میبرم.تو و من:چوپو...

بازی هر روزه مان بود.... من و تو: گرگم و گله می برم.... تو...

p18---نگاه لارا مدام این‌ور و اون‌ور می‌رفت. پاهایش می‌لرزی...

(دوست)

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط