عشق میهن در سرم بود

عشق میهن در سرم بود

جامه ی خاکی تنم بود...
دیدگاه ها (۱)

قدّ رعنا مثل یک سروتیز پنجه همچو یک ببر...

می پریدم چون پرندههمچو آهویِ دوندهخصم دون در روبرویمحفظ میهن...

شاد و خرم چست و چابکجان به کف بنهاده بودم...

نوجوانی ساده بودمتازه هفده ساله بودم...

حالا چه خاکی تو سرم بریزم 🥴🤪

خدا کند بمیرم وطن فروش نباشم

وطن ای پاره ی تنم نامت تا ابد جاوید باد🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط