از عشق تو جز درد نیامد بیرون

از عشق تو جز درد نیامد بیرون
یڪ چشم من اشک است و یڪی دیگر خون
تاریخ به خود ندیده هرگز ڪه زنی
هم یڪ تنه لیلی بشود هم مجنون
دیدگاه ها (۲)

:ای دوست، به دوستی قرینیم تو راهر جا ڪه قدم نهی زمینیم تو را...

تا کی ای دلبر دلِ من بارِ تنهایی کشد؟آیداترسم از تنهایی احوا...

تورا آنقدر می خواهم، که یادم می رود گاهیزمانی شاعری بودم که ...

جمعه یعنی عشقیعنی تویعنی حس آغوشت.

دلم ڪمی تفاوت میخواهد..... ڪمی .شعر..... ڪمی حال و هوای شاعر...

دوست عزیز هموطن تا آخر ببین لذت ببر // قدرت خدا رهبر ما

دلبری دل بسته بود اما دلش با ما نبود قلب سردی بود درجان دلش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط