باباتو می‌شناختم...

باباتو می‌شناختم...
قدیما با آفتابه عرق می‌خورد،
حالا "ضایِ" ولا الضالین نمازشو قد اتوبان قُم می‌کِشه...!!

رئیس
مسعود کیمیایی
دیدگاه ها (۲)

گیتار جدیدم

چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ب...

آیا من دزدم؟🔻 یکی از برادران اهل سودان مقاله زیبایی نوشت تحت...

۱۸ سال نگاه عاشقونه...یکیو پیدا کنید که اینجوری ذوقتونو داشت...

دشمن امن من

پارت: 4 (بخش1) **زاویه دید: زین**نورِ آبی‌رنگ و زننده‌ی صفحه...

جادوی سیاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط