باباتو می‌شناختم...

باباتو می‌شناختم...
قدیما با آفتابه عرق می‌خورد،
حالا "ضایِ" ولا الضالین نمازشو قد اتوبان قُم می‌کِشه...!!

رئیس
مسعود کیمیایی
دیدگاه ها (۲)

گیتار جدیدم

چقدر باید بگذرد تا آدمی بوی تن کسی را که دوست داشته از یاد ب...

آیا من دزدم؟🔻 یکی از برادران اهل سودان مقاله زیبایی نوشت تحت...

۱۸ سال نگاه عاشقونه...یکیو پیدا کنید که اینجوری ذوقتونو داشت...

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.41(از زبون ا.ت)...

ص۵۹تاقت نداشتم دانشگاه بدون پریسا برایم حکم سلول انفرادی داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط