خدایـــــــــــا دلم به ســـــان قبله نماست وقتی عقرب

خدایـــــــــــا دلم به ســـــان قبله نماست وقتی عقربه اش به سمت " تــــو " می ایستد . . . آرام می شــــ‌ـــ‌‌ـود...!
soheilai
دیدگاه ها (۳)

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

💋فیلیکس و می سان 💋

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت نــه 𓆪 🖤🥀جیمین چراغ قوه‌ی گوشی‌اش ر...

خدایا…هر آنچه در توانم بود با تمام دلم انجام دادمو برای آنچه...

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وپنجم 𓆪 🖤🥀اسما هنوز به یون خیره بود.ـ «...

عاشقانه های شبنم

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۴ات با شنیدن حرف جونگکوک، آرام ب...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۶ — نقشه‌ی مشکوکجونگکوک با قیافه‌ای کامل...

✈️ چند روز بیشترپارت ۹ وقتی به مقصد رسیدن، لیا چند لحظه فقط ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط