من....

من....

تمام هستیم را
در نبرد با
سرنوشت
در تهاجم با
زمان
آتش زدم
کشتم...

من...

بهار عشق را دیدم
ولی
باور نکردم
یک کلام در جزوه هایم
هیچ ننوشتم...

من...

ز مقصدها
پی
مقصودهای
پوچ
افتادم
تا
تمام خوبها رفتند
و
خوبی
ماند در یادم...

من...

به عشق منتظر ماندن
همه
صبر و قرارم
رفت...

بهارم رفت...

عشقم مرد...

یارم رفت...
!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

من تمام هستی‌ام رادر نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار عشق...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار عش...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتم من بهار ...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار ع...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت آتش زدم، کشتممن بهار عش...

منتمام هستيم را در نبرد با سرنوشت در تهاجم با زمان آتش زدم، ...

من گرفتارسنگینی سکوتی هستم که قبل از هر فریادی لازم است!...م...

من تمام هستیم را در نبرد با سرنوشتدر تهاجم با زمان اتش زدم ک...

من تمام هستی ام را در نبرد با سرنوشت ...

من تمامه هستی ام رادرنبردباسرنوشت درتهاجم بازمان آتش زدم.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط