این روزهای تکراری چقدر آشنا هستند روزی مادر پیری رو به دس

این روزهای تکراری چقدر آشنا هستند روزی مادر پیری رو به دستشویی میبردم و میشستم و حالا پسرش رو که پیر شده میبرم دستشویی...کاش آدمها بدوند هر چه برای دیگران هست برای اونها هم هست
دیدگاه ها (۱)

دارم میترکم از بغض ولی میخندم...این زندگی چقدر خنده داره چقد...

سلام به همگی

آب از سر گذشت چه یه وجب چه صد وجب

معرفی بوکمون:اسمش: مافیانقش های اصلی:پارک جنا:دختری با موهای...

عزیزدلِ فاطمه راستش را بگویم؟ داشتم به این فکر میکردم از اون...

اولین باری که دیدمت، تقویمِ زندگی‌ام ورق خورد…»یادم هست؛ هوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط