ان گاه که کاخ ارزوی کسی را ویران میکنی،

ان گاه که کاخ ارزوی کسی را ویران میکنی،
ان گاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی،
ان گاه که بنده ایی را نادیده می انگاری،
ان گاه که حتی گوشت را می بندی تاصدای خرد شدن غرورش را نشنوی..
ان گاه که خدا را میبنی وبنده ش رانادیده میگیری،
... ..
.........
میخواهم بدانم?
دستانت را رو به سوی کدام اسمان دراز میکنی تابرای خوشبخی خودت دعاکنی?
.... ......
اخ دلمو شکستی که خدا دلت را خردکند....بی معرفت
دیدگاه ها (۳)

آنگاه که غرورکسی راله میکنی آنگاه که کاخ آرزوهای کسی راویران...

آنگاه که غرورکسی را له میکنیآنگاه که بنده ای رانادیده می انگ...

آنگاه که غرورکسی راله می کنیآنگاه که آرزوهای کسی را ویران می...

آنگاه که غرورکسی راله میکنی...آنگاه که کاخ آرزوهای کسی راویر...

انگاه ک غرورکسی راله میکنیانگاه ک بنده ای رانادیده می انگاری...

آنگاه که غرور کسی را له میکنی آنگاه که کاخ آرزو های کسی را ...

آنگاه که غرور کسی را له میکنی آنگاه که کاخی که شمع امید کسی ...

آنگاه ک غرور کسی روله میکنی،آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویرا...

آنگاه کہ غرور کسے را لہ مےکنے!آنگاه کہ کاخ آرزوهاے کسے را وی...

SheRafat:آنگاه که غرور کسی را له می کنیآنگاه که کاخ آرزوهای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط