ددی جئون

ددی جئون

جونگکوک؛: خواب بود خیلی خوب بود چطوره کهه امشب.. نه جونگکوک به خودت بیا رفتم پایین و


تلوزیون رو روشن کردم و روی مبل لم دادم
فقط شلوارکم پام بود


ات: بیدارشدم هنوز حتا یکمی از مستی مم نپریده بود رفتم بیرون که دیدم جئون روی مبل لم داده رفتم روی پاهاش نشستم


جونگکوک: ات بیدار شده بود باسختی اومد نشست روی پاهام شروع کرد به حرف زدن


ات: سلام جئون

جونگکوک: ٠از روی پاهام بلند شو


ات: جئون سخت نگیر امشب نمیخوای من به این قشنگی براتو باشم


جونگکوک: کیم ات....... داشتم حرف میزدم که سرش رو برد تو گردنم و حرف میزد


ات: ددی جئون

جونگکوک: بله

ات: تنت بوی بابای بچه هامو میده

جونگکوک: ات الان حالت خوب نیست.

ات: ددی جئون

جونگکوک: بله

ات: میخوامت میشه مال من باشی


جونگکوک: ات میخوای بری بخوابی فردا حرف میزنی


ات:..........

جونگکوک؛ توی گردنم خوابش برد بردمش بالا روی تخت گذاشتمش

ویو فرداصبح..

حمایت یادتون نره دوستون دارم
تنکیو بای بای❤️
دیدگاه ها (۱)

ددی جئون فرداصبحات: از خواب باسر درد بدی بیدار شدم که یاد دی...

ددی جئون جونگکوک: خجالت کشیده بود وقرمز شده بود. جدی شدم خب ...

ات: شروع کردم به خوردن همینطور داشتم میخوردم مست بودم ولی با...

ددی جئون جونگکوک: داشتم از خنده پاره میشدم سه قلو تو که ندار...

ددی جئون دوش 10مینی گرفتم و لباس مشکی وخفنی (اسلاید بعد لباس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط