یکی از فانتزیهام اینه که این مسعود روشن پژوه رو بندازم تو
یکی از فانتزیهام اینه که این مسعود روشن پژوه رو بندازم تو یک استخر پر از تمساح.
بعد بگم حالا بیا بیرون.
یک و یک و یک، دو و دو دو سه و سه..........
بعد بگم حالا بیا بیرون.
یک و یک و یک، دو و دو دو سه و سه..........
- ۱.۰k
- ۱۵ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط