#تکپارتی
#تکپارتی
#جونگکوک
#درخواستی
تکپارتی
ا/ت:اخ..بسه نزن عوضی
جونگکوک:حقته باید جوری بزنم که بمیری(میزنتش)
ا/ت:توروخدا ولم کن(گریه)
جونگکوک:باید به پام بیوفتی و حرفت رو پس بگیری
ا/ت:باشه..ببخشید..ولم کن ببخشید(گریه)
جونگکوک:(دیگه نمیزنتش،میره روی مبل میشینه و مشروب میخوره)
ا/ت:(بدنش کاملا کبوده،بلند میشه و به اتاق میره)
جونگکوک:کدوم گوری میری؟رفتی به اون حرومزاده زنگ بزنی؟
ا/ت:(جواب نمیده،روی تخت دراز میکشه)
جونگکوک:(میره تو اتاق)مگه با تو نیستم؟میخوای بهش زنگ بزنی بگی داداشم گفته باید بچه رو سقط کنم اجازه نمیده ازدواج کنیم؟
ا/ت:ببخشید..غلط کردم فقط ولم کن(گریه)
جونگکوک:من که کاریت ندارم الان،چرا گریه میکنی؟
ا/ت:اون حرومزاده گذاشته رفته(گریه)
جونگکوک:(بغلش میکنه)
ا/ت بچه رو سقط میکنه،شب و روز مثل جهنم براش میگذره،دیگه خوب غذا نمیخوره،دیگه از خونه بیرون نمیره،حتی جونگکوک ازدواج نکرده که فقط حواسش به خواهرش باشه،اما ا/ت دیگه اون دختر سابق نشده
پایان:)
#جونگکوک
#درخواستی
تکپارتی
ا/ت:اخ..بسه نزن عوضی
جونگکوک:حقته باید جوری بزنم که بمیری(میزنتش)
ا/ت:توروخدا ولم کن(گریه)
جونگکوک:باید به پام بیوفتی و حرفت رو پس بگیری
ا/ت:باشه..ببخشید..ولم کن ببخشید(گریه)
جونگکوک:(دیگه نمیزنتش،میره روی مبل میشینه و مشروب میخوره)
ا/ت:(بدنش کاملا کبوده،بلند میشه و به اتاق میره)
جونگکوک:کدوم گوری میری؟رفتی به اون حرومزاده زنگ بزنی؟
ا/ت:(جواب نمیده،روی تخت دراز میکشه)
جونگکوک:(میره تو اتاق)مگه با تو نیستم؟میخوای بهش زنگ بزنی بگی داداشم گفته باید بچه رو سقط کنم اجازه نمیده ازدواج کنیم؟
ا/ت:ببخشید..غلط کردم فقط ولم کن(گریه)
جونگکوک:من که کاریت ندارم الان،چرا گریه میکنی؟
ا/ت:اون حرومزاده گذاشته رفته(گریه)
جونگکوک:(بغلش میکنه)
ا/ت بچه رو سقط میکنه،شب و روز مثل جهنم براش میگذره،دیگه خوب غذا نمیخوره،دیگه از خونه بیرون نمیره،حتی جونگکوک ازدواج نکرده که فقط حواسش به خواهرش باشه،اما ا/ت دیگه اون دختر سابق نشده
پایان:)
- ۲۹.۸k
- ۰۷ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط