ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑــــــــ ﻧﻔﺮ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ...

ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﯾﮑــــــــ ﻧﻔﺮ ﺗﻨﮓ ﺍﺳﺖ ...
خیلی وقت است ﻧــــــــــــﻪ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻧــــــــــﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﺍﮐﻨﻮﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ ...
ﺣﺘﯽ ﺧﺒﺮﯼ ﺍﺯ ﻏﻢ ﻭ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺵ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺭﻡ ....
ﻟﺒﺨﻨﺪﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﻡ ....
ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺍﻡ ...
ﺩﺳﺘﺎﻧﺶ ﺭﺍ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ...
ﻋﻄﺮ ﺗﻨﺶ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﻢ ...
ﻓﻘــــــﻂ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﻢ ﻧﯿﺴـــــــــــــــﺖ ﻭ ﺑﺎﯾـــــــــــــــﺪ ﺑﺎﺷﺪ...
دیدگاه ها (۴)

چایی که سرد میشه روش آبجوش میریزن گرم میشه…درسته , گرم میشه ...

آهای باران..!هر وقت قرار است بیایی...خَبَرَم کن...یه عالمه خ...

جمعه ها را نمیشود به تنهایی سپری کرد باید کسی را داشته باشی ...

روزی بهلول به حمام رفت ولی خدمه حمام به او بی اعتنایی نمودند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط