گریه "هاشور" زده صورت غمگینت را

گریه "هاشور" زده صورت غمگینت را
پس زده گوش ِ خدا ناله و نفرینت را
متواری شده از روی لبت ، لبخندت
بنده‌ی اوئی و او نیست کمی دربندت!
سر ِ هر مسئله‌ای زود بهم میریزی
اشک را روی ِ سر ِ شیشه‌ی سم میریزی
بغلش کردی و از ترس به خود می‌لرزی
مثل یک پیچ، به اطراف خودت می‌هرزی!
متلاشی شده در دورترین خاطره‌ها
می‌کشی دست به مجبورترین خاطره‌ها
با سر افتاده به پهنای ورق‌پاره‌ی تو
سایه‌ی شوم‌ترین گریه‌ی بیچاره‌ی تو
دَوَرانی شده از بس به خودش پیچیده
هی نصیحت شده و حرف ِ دلی نشنیده
دیدگاه ها (۵)

چند پارتی بازی ممنوع

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 55 | پایانی "" ویو پ...

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

~عشق و جدایی~~فصل دوم~ Part :"16"ویو اتهنوز حقیقت اون روز بر...

نانسی بی اختیار از این رفتار میا عصبانی میشه و قدماشو محکم ب...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}شیسه به صندلی پشتش تکیه داد و سرشو چ...

همه چیز از سر لبهای تو آغاز شد و...کوچه ها رو به تماشای لبت ...

ری اکشن پسرای اسلیترین اگه.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط