دلم یخ میزندگاهی ، دراین سرمای تنهایی

دلم یخ میزندگاهی ، دراین سرمای تنهایی
شبم قندیل میبندد از این یخهای تنهایی
قلم آهسته می راند بر این خط بلند ، اما
گمانم یاد می گیرد ز من انشای تنهایی
دیدگاه ها (۴)

دلم یخ میزندگاهی ، دراین سرمای تنهاییشبم قندیل میبندد از این...

یکی نزد حکیمیآمد و گفت:خبر داری فلانی درباره ات چه قدر غیبت ...

مردی خری دیدکه درگل گیرکرده بود و صاحب خر ازبیرون کشیدن آن خ...

ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺳﺖ ﺑﭽﻪ ﺍﻱ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ﺑﺮﺩ .ﺑﻪ ﺁﺭﺍﯾﺸﮕﺮ...

هیچ کس حریم اطلسی ها را پاس نمی دارد و بر داغ لاله ها در هم ...

پارت ۳: لرزشِ اولین یخ‌ها ❄️💔چند روز از آن شبِ تلخ می‌گذشت. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط