Part 14
ویو ا. ت. دیدم کوک بیدار شده و داره میخنده بهم
ا. ت: کوفت *خدا نکنه* بیا کمکم کن بلند شم
کوک: بشین همونجا خب
ا. ت: کوک دیگه نمیام پیشتاا
کوک: خیلی خب باشه
کوک ا. ت رو بلند کرد و ا. ت نشست روی تخت
ا. ت: دیدی سر قولت نموندی
کوک: خشگله این تازه یکمش بود میتونستم بیشترش کنم
ا. ت: خیلی خب بسه دیگه نمیخوای بری سر کار
کوک: این ماه کاری ندارم پیش پرنسس میمونم
ا. ت: خیلی خب ولی هرشب قرار نیست کاری کنی فهمیدی🔞
کوک: خیلی خب اما قول نمیدم
ویو ا. ت کم کم تونستم راه برم رفتم حموم و بعد صبحونه درست کردم و دیدم کوک دوباره رفته خوابیده
ا. ت: کوک بیدار شو
جوابی نداد
بیدارشو
جوابی نداد
عروسک رو پرت کردم طرف کوک دیدم با سرعت نور عروسک رو گرفت
ا. ت: خب تو بیداری چرا جواب نمیدی
کوک نشست
کوک: میخواستم ببینم بوسم میکنی دوباره
ا. ت سرخ شد
کوک: عاشق وقتایی ام که باعث میشم سرخ شی
ا. ت: کوفت *خدا نکنه* بیا کمکم کن بلند شم
کوک: بشین همونجا خب
ا. ت: کوک دیگه نمیام پیشتاا
کوک: خیلی خب باشه
کوک ا. ت رو بلند کرد و ا. ت نشست روی تخت
ا. ت: دیدی سر قولت نموندی
کوک: خشگله این تازه یکمش بود میتونستم بیشترش کنم
ا. ت: خیلی خب بسه دیگه نمیخوای بری سر کار
کوک: این ماه کاری ندارم پیش پرنسس میمونم
ا. ت: خیلی خب ولی هرشب قرار نیست کاری کنی فهمیدی🔞
کوک: خیلی خب اما قول نمیدم
ویو ا. ت کم کم تونستم راه برم رفتم حموم و بعد صبحونه درست کردم و دیدم کوک دوباره رفته خوابیده
ا. ت: کوک بیدار شو
جوابی نداد
بیدارشو
جوابی نداد
عروسک رو پرت کردم طرف کوک دیدم با سرعت نور عروسک رو گرفت
ا. ت: خب تو بیداری چرا جواب نمیدی
کوک نشست
کوک: میخواستم ببینم بوسم میکنی دوباره
ا. ت سرخ شد
کوک: عاشق وقتایی ام که باعث میشم سرخ شی
- ۲۸۴
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط