تو کوچه های غربت صداشو باز شنیدن

تو کوچه های غربت صداشو باز شنیدن
تو کوچه های غربت صداشو باز شنیدن
تو هر شب و تنهایی کسی جز اون ندیدن
تو هر شب و تنهایی کسی جز اون ندیدن
اون بود پدر بچه ها اون بود که می اورد غذا
اون بود که هرشب وروز واسشون میکرد دعا
اون بود که هرشب وروز واسشون میکرد دعا
تا اینکه یه شب تو محراب ضربتی خورد شد بی تاب
یه شب اونکه نیومد بچه ها شدن بی خواب
تا اینکه یه شب تو محراب ضربتی خورد شد بی تاب
یه شب اونکه نیومد بچه ها شدن بی خواب
دیگه همه دونستن کی بود پدر بچه ها
دیگه همه دونستن کی بود میاورد غذا
بعد چند روز بیماری بعد شبا بیقراری
اون پدر مهربون رفت به سوی آسمون
بعد چند روز بیماری بعد شبا بیقراری
اون پدر مهربون رفت به سوی آسمون
رفت به سوی آسمون
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدارا
که به ما سوا فکندی همه سایه هما را
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
دیدگاه ها (۱)

توی شهر عاشقی کسی سراغم نیومدتوی خلوت دلم کسی به دادم نیومده...

با سکوت پر حرفت با نگاه بی قرارت خیلی وقت غصه داری واسه جسم ...

توی حتم بی پناهی فکر تو بال وپرم بود تو لحظه های سختی دست تو...

یه روزی روزگاری یکی نشست تو قلبمهرچی شکسته قلبم تقصیر اونهکا...

دلتنگ مقام هستی بنویس " یا علی اکبر "توفقط‌اذان‌بگو...شب هشت...

بم رب الحسین علیه السلام

عشق دردناک²p³²+هققق ا.ت هقق..._جونگکوک آروم باش+ببخشید هق_جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط