غنچه ی بنشسته دراشعار منصبحت بخیر

غنچه ی بنشسته دراشعار من؛صبحت بخیر!
چشمهایت هسته ی افکار من؛صبحت بخیر!

خنده ی لبهای تو شیرینی دنیای من
قبلگاه و محرم اسرار من؛ صبحت بخیر!

باز دم های تو شد دم های شورانگیر من
با توام شیرین ترین دلدار من؛ صبحت بخیر!

حس خوب بودنی در عصر سیمانی و سنگ
پیچک پیچیده بر گفتار من؛ صبحت بخیر!

ماه شبهای من و خورشید روز روشنم
بی حضورت هم خدا انکار من؛ صبحت بخیر!

تا که باران میشوی خیس از حضورت میشوم
ای دلیل رویش آثار من؛ صبحت بخیر!

چشمه ی جوشان ایمان منی بی شک ببین!
بنده ی کویت شدن اقرار من؛ صبحت بخیر!.
دیدگاه ها (۲)

بگذار لبم از لب تو کـــــام بگیردشاید که دلم انــدکی آرام بگ...

می شکفد خنده ها ... در نَفَس ناز صبح✨با تو تماشا کنیم ... مژ...

شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ستکه آنچه در سر من نیست، ترس رس...

شعر من را میخری؟ای دوست ارزان میدهمتازه یک تخفیف ویژه بهر خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط