کاش می شد بر منِ آشفته دل سر می زدی

کاش می شد بر منِ آشفته دل سر می زدی
بر دل من با نگاهی چنگ دیگر می زدی

آتشِ نمرودیِ قهرت گلستان کن به عشق
بعداز آن چون مرغ عشقی تا دلم پر می زدی

رفته ای با رفتنت شادی ز قلبم پَر کشید
کاش بودی بر لبانم بوسه ای تَر می زدی

چون مسیحایی و جانی تازه بر من میدمی
کاش بر ای کاش هایم رنگ باور می زدی

بندرِ متروکه چشم انتظارم سالهاست
کاش بر این ساحل مشتاق لنگر می زدی

این پریشان حالی ام از دوری چشمان توست
کاش می شد بی خبر یک حلقه بر در می زدی
دیدگاه ها (۱)

خنده را بر لب نشان تا رنگ پیری گم شودخلق را مسرور گردان تا ج...

.شبحی چند صباحیست نگارم شده استنه فقط شب که همه روزگارم شده ...

همه باغِ دلم آثارِ خزان دارد،کو آنکه سامان بدهد،این همه ویرا...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے²چشم‌های...

کاش می شد بر منِ آشفته دل سر می زدیبر دل من با نگاهی چنگ دی...

کاش می شد بر منِ آشفته دل سر می زدیبر دل من با نگاهی چنگ دی...

کاش می شد باردیگر حلقه بر در میزدیبا صدای پای خود آهنگ محشر ...

عاشقانه

#بیچاره‌نهنگ...📷📸بیچاره نهنگآنگاه که دلبه ساحل سپرده بودفکر ...

عاشقانه ها همان گونه که آمدم از خیالت پاک می شوم آرام ...

در حسرت دیدار تو می سوزم و اماخوب است که مغرورترین عاشق شهرم...

قبله مشتاق دل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط