+ تِکیه دادَم به خاطِراتی که شاد ِ آن [ چِشم‌های ِ غَمگین

+ تِکیه دادَم به خاطِراتی که شاد ِ آن [ چِشم‌های ِ غَمگین ] بود ؛ مثل ِ سیگار نِصفه اُفتادَم دَر جَهانی که پُمپ ِ بِنزین بود ..~

سوز ِ یِک آه بِین ِمَرگ ُ مَرگ !
هَمه‌ی ِ زِندِگی ِ مَن این بود /🙃
دیدگاه ها (۳)

+ با خودت غَلت زَدن در وَسَط ِبیخوابی با تَنی خَسته ک ِ آمیز...

+ وَقتی ک ِ زِندِگی ی ِ تئاتر ِ مُزَخرَف ِ ؛تنها به جُرعه‌ها...

+ دَر یِک سِنی ، به خُصوص بَعد از بَعضی نامُلایِمات ، آدَم د...

بآیَد عَز خوآب‌هآ پیآده شُدَم{ زِندِگی ایستگآه‍ ِ مَشکوکی‌ست...

به او #نگاه کردم.ازجا پرید!دست انداخت زیر چانه‌ی من و با چنا...

قرار بود ارز ترجیحی را حذف کنید و بعد با کالابرگ جبران کنید؛...

پارت ۲۲جونگکوک همه چیز را تعریف کرد.سال‌ها قبل، پدر من رهبر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط