بهشت من

بهشت من
پارت 31

دامون بود یه دسته پر گل زر امد تو صورت دریا اونم به گل حساسیت داشت
دریا:چیکار داری میکنی دیوونه
الیا:وای دریا حالت خوبه دامون این چه کاری بود کردی
دامون:خب توقع داشتم تو درو بازکنی
الیا:چه فرقی میکنه منم به گل حساسیت دارم
منو دریا دوساعت داشتیم عطسه میکردیم
دامون:منو ببخشید نمیدونستم
منو دریا بهش یه چشم غره ای رفتیم اونم مثل یه پیشی همونجا بی سرو صدا نشت بعد چند دقیقه عطسه منو دریا بند امد
الیا:لطفا دیگه گل نخر
دامون:چشم عشقم
دریا:توروخدا جلوی من از این چندش بازی ها در نیاریم
داشتم با دریا دعوا میکردم که دربارا یکی مثل وحشیا درو زد فهمیدم که نویده
الیا:برو گمشو دیگه تو چقدر اینجا پلاسی
نوید:درو باز کن خونه رفیقما
دریا:کیه؟
الیا:هیچی مزاحم...دامون نمیخوای درو باز کنی
دامون:حواسم نبود
رفت درو باز کرد تا دریارو دید همین جوری داشت به دریا نگاه میکرد
باتنه ای که دامون بهش زد به خودش امد
نوید:دامون میلاد داره میاد ایران
دامون:وای خیلی خوشحال شدن کی میرسه
نوید:دو ساعت دیگه تهرانه
الیا:میلاد کیه؟
دامون:منو نوید و میلاد دوستای بچگی هم دیگه هستیم اون رفته بود امریکا داره میاد
زنگ خونه به صدا در امد
دامون:کیه؟
الیا:وای امروز چقدر در این خونه زده میشه
دامون رفت در خونه رو باز کرد و پرید بغل کسی
الیا:دامون کیه؟
دامون:....
دیدگاه ها (۵)

بهشت منپارت 32دامون:خواهر شوهرت امدهالیا:مگه من خواهر شوهر د...

بهشت منپارت 33از خونه رفتیم بیرونستاره:زن داداش گوشیت رو یک ...

بهشت منپارت 30الیا:کی میتونه باشهدامون:نگران نباش الان میرم ...

بهشت من پارت 29دامون:عشقم چیشدهالیا:بابام منو از خونه انداخت...

وقتی بین بچه هات فرق می‌زاره ۳/P

Part19$تالیا میدونم سوشی نمیخوری ولی نودل که میخوری نه؟ بیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط