پارت پ نسس کوچولو
پارت ۲ پ نسس کوچولو
ادامه ویو ات
رفتم یه آرایش ملایم کردم و یه پیراهن مشکی *(عکسش رو گذاشتم)* با یه کیف کو چولو بر داشتم رفتم از کوک بپرسم که لباسم خوبه یا عوضش کنم بدونه اینکه نگاه کن گفتم خوب که گوشیم پیام اومد
÷بیا جلو دریم
منم رفتم
ویو کوک
وقتی ات رفت منم رفتم حاضر شدم که برم پیش یونا (دوست دختر کوک) قرار بود بریم خرید
+سلام
÷×سلام خوب بریم
×بریم بستی بخوریم
+÷ بریم
ویو ات
قرار شد من برم بستنی بگریم رفتم بستنی رو گرفتم و اومدم خوردیم و داشتیم قدم میزدیم که چشمم خورد به یه نفر خیلی شعبی کوک بود وایسا ببینم خودش بود حالم خیلی بد شد
×خوبی
+آره من باید برم
÷ولی همین الان رسیدیم
+من یه ذره حالم خو ب نیست بعدن میبینمتون
÷×باش خدافظ
ویو ات
وقت کوک رو با اون دختره دیدم حالم خیلی بد شد و با لوناو میا خدافظی کردم و رفتم خونه لباس هام رو عوض کردم و روی مبل نشستم تا کوک بیاد
ویو کوک
ساعت ۹ شب بود یونا رفت منم رفتم خونه کلید رو انداختم و در رو باز کر م که با چهرهی ناراحت و عصبانی ات روبه رو شدم اومد سمتم و زد تو گوشم و گفت
+خیلی عوضی هستی کوک خیلی (ببخشید از حرف زدن ات)
_چته وحشی چرا میزی دخترهی هر.زه
+من هر.زم یا اون دختره
_راجب چی حرف میزنی (با استرس)
+همون دختری که تو پاساژ بقلت نشسته بود آقای جئون
_دختره کیه (تعجب و استرس)
+بسه دیگه هی دختره دختر میکنی من کور نیستم جناب آقای جئون (داد)
_سر من داد نزن بچه جون
+من بچه نیستم جناب آقای جونگ کوک (داد)
_محکم کبود تو صورت ات که بنده خدا ات پرت شد زمین
+ازجاش بلند شد و زد زیر گریه واقعا برات متاسفم
_گوشی کوک زنگ خورد و جواب داد گفت یونا بود
_ها چته هر.زه
^ چی شد کوک
_کوک زهر مار
^وا چته
_دیگه به من زنگ نمیزنی هر.زه بد بخت بیچاره
+دهن ات باز مونده بود که چرا باهاش اینطوری حرف می زنه
به نظرتون اسمات داشته باش یا نه
قرار به فیک تقیرش بدم
شرط=۵تا لایک۴ تا بازنشر
ادامه ویو ات
رفتم یه آرایش ملایم کردم و یه پیراهن مشکی *(عکسش رو گذاشتم)* با یه کیف کو چولو بر داشتم رفتم از کوک بپرسم که لباسم خوبه یا عوضش کنم بدونه اینکه نگاه کن گفتم خوب که گوشیم پیام اومد
÷بیا جلو دریم
منم رفتم
ویو کوک
وقتی ات رفت منم رفتم حاضر شدم که برم پیش یونا (دوست دختر کوک) قرار بود بریم خرید
+سلام
÷×سلام خوب بریم
×بریم بستی بخوریم
+÷ بریم
ویو ات
قرار شد من برم بستنی بگریم رفتم بستنی رو گرفتم و اومدم خوردیم و داشتیم قدم میزدیم که چشمم خورد به یه نفر خیلی شعبی کوک بود وایسا ببینم خودش بود حالم خیلی بد شد
×خوبی
+آره من باید برم
÷ولی همین الان رسیدیم
+من یه ذره حالم خو ب نیست بعدن میبینمتون
÷×باش خدافظ
ویو ات
وقت کوک رو با اون دختره دیدم حالم خیلی بد شد و با لوناو میا خدافظی کردم و رفتم خونه لباس هام رو عوض کردم و روی مبل نشستم تا کوک بیاد
ویو کوک
ساعت ۹ شب بود یونا رفت منم رفتم خونه کلید رو انداختم و در رو باز کر م که با چهرهی ناراحت و عصبانی ات روبه رو شدم اومد سمتم و زد تو گوشم و گفت
+خیلی عوضی هستی کوک خیلی (ببخشید از حرف زدن ات)
_چته وحشی چرا میزی دخترهی هر.زه
+من هر.زم یا اون دختره
_راجب چی حرف میزنی (با استرس)
+همون دختری که تو پاساژ بقلت نشسته بود آقای جئون
_دختره کیه (تعجب و استرس)
+بسه دیگه هی دختره دختر میکنی من کور نیستم جناب آقای جئون (داد)
_سر من داد نزن بچه جون
+من بچه نیستم جناب آقای جونگ کوک (داد)
_محکم کبود تو صورت ات که بنده خدا ات پرت شد زمین
+ازجاش بلند شد و زد زیر گریه واقعا برات متاسفم
_گوشی کوک زنگ خورد و جواب داد گفت یونا بود
_ها چته هر.زه
^ چی شد کوک
_کوک زهر مار
^وا چته
_دیگه به من زنگ نمیزنی هر.زه بد بخت بیچاره
+دهن ات باز مونده بود که چرا باهاش اینطوری حرف می زنه
به نظرتون اسمات داشته باش یا نه
قرار به فیک تقیرش بدم
شرط=۵تا لایک۴ تا بازنشر
- ۲۶.۴k
- ۱۶ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط