ما معمارانِ دیوارهایی هستیم که بین «آنچه هستیم» و «آنچه م

ما معمارانِ دیوارهایی هستیم که بین «آنچه هستیم» و «آنچه می‌خواهیم به نظر برسیم» بنا کرده‌ایم. هر روز، خشتی از تظاهر روی خشتِ دیگر می‌گذاریم تا عمارتی بسازیم که لایقِ تحسینِ غریبه‌ها باشد، غافل از آنکه در زیرِ این بنای باشکوه، خودِ واقعی‌مان را زنده به گور می‌کنیم.

تراژدی آنجاست که در خلوت، وقتی نقاب را برمی‌داریم، با غریبه‌ای در آینه روبرو می‌شویم که دیگر زبانش را نمی‌فهمیم. ما برای تصاحبِ لبخندِ دیگران، صمیمیت با خویشتن را تاخت زده‌ایم.

«ما آن‌قدر برای تماشاگرانِ زندگی‌مان نقش بازی کردیم، که وقتی پرده‌ها افتاد، یادمان نیامد بازیگر کدام بود و خودِ واقعی‌مان کجا جا ماند.»

در نهایت، ما تبدیل به خانه‌ای می‌شویم که نمای زیبایی دارد، اما هیچ‌کس در آن زندگی نمی‌کند. عاقبتِ این نمایش، پیروزیِ نقاب‌ها و انقراضِ آدم‌هاست.
دیدگاه ها (۰)

هیچ‌کدام از ما، «یک نفر» نیستیم. ما موزه‌ای متحرک از تمام کس...

کلمات، گاهی شبیه به مِه هستند؛ به جای آنکه مسیر را نشان دهند...

آدم‌ها تا زمانی کنارمان می‌مانند که ظرفیتِ درکِ ارتعاشاتِ وج...

گاه دو روح در ازدحامِ جهان، به شکلی غریب و ناگهانی به هم گره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط