برایت می نویسم

برایت می نویسم

از ابهام لحظه ها،

از تردید،

از حجم مرگ آور نبودنت

از کسانی که رد می شوند و بوی تو را می دهند،

غزلهایی که می نویسی و نمیبینم..

برایت خواهم نوشت

از حدیث تلخ بغض ابدی

از قناعت به یک خاطره، یک یاد،

یک شب مهتاب،

از صبوری من

و جای خالی تو ....

برایت خواهم نوشت،

حتی اگر نخواهی...
دیدگاه ها (۳)

خــــدایــــا...محـــــڪومیـتـم را تــــمام ڪن...خســـــتہ ش...

تو که میدانی دنیا چه رسمه تلخی داره از هرچی‌ که میترسی اونو ...

.شب سڪوت میڪندتا فریاد دلتنگی هایم را بشنودنیستی و شب چه ڪوت...

انگشت به لب مانده اماز قاعده ی عشق ...ما یار ندیدهتب معشوق ک...

ای عزیزترین غم من، @agustin نشاید وقتی دیگر باران نمی‌بارد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط