می‌شود نبود؟

می‌شود نبود؟
یا می‌شود چشم‌ها را بست و آهسته مُرد؟
تا دوباره متولد شوم
و تو را جایی دیگر ببینم!
در جهانی دیگر،
و یا در جغرافیایی نزدیک به موهای تو...!
ولی می‌ترسم زبان هم را نفهمیم!
آن وقت تا بخواهم یاد بگیرم و تکرار کنم
"دوستت دارم"،
باز هم دیر شده باشد...
دیدگاه ها (۱)

[ ‏حس دلتنگی همیشه وقتی میاد سراغت که تصمیم گرفتی همه چیو فر...

تنهاییت را بچسب! بی خیال آدمها! وابستگی فقط درد دارد …

خب مشکل از من نیستمن از یه جایی به بعد هیچکس رو شکلِ قبلنش ن...

یک سری از آدم ها را حاضریهمه جوره کنار خودت داشته باشی؛به عن...

لته عشق ♡Pt 10از زبان نامجونهمه‌چیز از هم پاشیده بود…نشستم پ...

𝙢𝙮 𝙡𝙞𝙖𝙧part:38~مستر کیم؟ مرد نزدیک تر شد و از پله ها بالا آم...

دلنوشته ای برای تو ...برای من ..💔پیامت که آمد،همان دو کلمه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط