خون آشام من
خون آشام من
My vampire 🦇
part20
جیمین: تو
ات : با منی
جیمین: آره
ات: چیه باز
جیمین: تو اتاق من به چیزی دست زدی
ات: نه
جیمین: دروغ نگو
ات: من دروغ نمیگم
جیمین: تو بودی که اتاق منو تمیز کردی و کار ها رو انجام دادی دفترچه ی من کو
ات: م.من اونو گذاشتم رو میز فقط افتاده بود زمین
جیمین: چرا اینطوری حرف میزنی چیزی شده
ات: نه نه
جیمین: باش ولی چشات اینو نمیگه
ات : برو بابا
لوری : میگم چرا ددی منو اذیت میکنی
ات : عوققققققق
جونگ کوک: سلام بر ملت
ات : ایناهاش داداش من اومد
جیمین: داداش ؟
جونگ کوک: آبجی جون من خوبه
ات : آره خوبم
جیمین : یعنی چی
ات : من و جونگ کوک آبجی داداش شدیم
جونگ کوک: راست میگه
لارا : ات
ات : جونم زن داداش
لارا : زن داداش چیه عن
ات : تو زن داداشم میشی
لارا: ریدم تو دهنت ات
..
ویو ات
زدم سرش دست لارا رو گرفتم گذاشتم رو دست جونگ کوک خندیدم
ات : خب مبارکه لیلیلیلیلیلیلیلی
لارا: ات
ات : جونم زن داداشی
لارا : بمیر
ات: داداش
جونگ کوک: بگو آبجی
ات: از زنت خوشت اومد
جونگ کوک: آره خیلیم خوشگله
لارا : تو هم از خداته
جونگ کوک: نمیتونم همچین فرشته ی زیبا رو از دست بدم
اخم کردم دستمو بردم سمت پیشونی جونگ کوک
ات: تب که نداری
جونگ کوک: چی
ات: تو چرا اینقدر مهربون شدی
جونگ کوک: هیچی هیچی 😂
ات : زهرمار
جیمین: آبجی از اینا هم بخور
مینجو : باشه عشقم مرسی
جیمین: فدات
ات: داداش تو هم به من غذا بده
دهنمو باز کردم قاشق رو برداشت آورد جلوی دهنم یهو برد تو دهن خودش
ات : کثافت چندش قهرم
جونگ کوک: باشه باشه
جیمین: شما دو تا
ات : چیه بگو
ادامه دارد...
My vampire 🦇
part20
جیمین: تو
ات : با منی
جیمین: آره
ات: چیه باز
جیمین: تو اتاق من به چیزی دست زدی
ات: نه
جیمین: دروغ نگو
ات: من دروغ نمیگم
جیمین: تو بودی که اتاق منو تمیز کردی و کار ها رو انجام دادی دفترچه ی من کو
ات: م.من اونو گذاشتم رو میز فقط افتاده بود زمین
جیمین: چرا اینطوری حرف میزنی چیزی شده
ات: نه نه
جیمین: باش ولی چشات اینو نمیگه
ات : برو بابا
لوری : میگم چرا ددی منو اذیت میکنی
ات : عوققققققق
جونگ کوک: سلام بر ملت
ات : ایناهاش داداش من اومد
جیمین: داداش ؟
جونگ کوک: آبجی جون من خوبه
ات : آره خوبم
جیمین : یعنی چی
ات : من و جونگ کوک آبجی داداش شدیم
جونگ کوک: راست میگه
لارا : ات
ات : جونم زن داداش
لارا : زن داداش چیه عن
ات : تو زن داداشم میشی
لارا: ریدم تو دهنت ات
..
ویو ات
زدم سرش دست لارا رو گرفتم گذاشتم رو دست جونگ کوک خندیدم
ات : خب مبارکه لیلیلیلیلیلیلیلی
لارا: ات
ات : جونم زن داداشی
لارا : بمیر
ات: داداش
جونگ کوک: بگو آبجی
ات: از زنت خوشت اومد
جونگ کوک: آره خیلیم خوشگله
لارا : تو هم از خداته
جونگ کوک: نمیتونم همچین فرشته ی زیبا رو از دست بدم
اخم کردم دستمو بردم سمت پیشونی جونگ کوک
ات: تب که نداری
جونگ کوک: چی
ات: تو چرا اینقدر مهربون شدی
جونگ کوک: هیچی هیچی 😂
ات : زهرمار
جیمین: آبجی از اینا هم بخور
مینجو : باشه عشقم مرسی
جیمین: فدات
ات: داداش تو هم به من غذا بده
دهنمو باز کردم قاشق رو برداشت آورد جلوی دهنم یهو برد تو دهن خودش
ات : کثافت چندش قهرم
جونگ کوک: باشه باشه
جیمین: شما دو تا
ات : چیه بگو
ادامه دارد...
- ۱۵.۸k
- ۰۱ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط