نمیخواستم اعتراف کنم اما من، بدجوری از زندگی میترسیدم، زم

نمیخواستم اعتراف کنم اما من، بدجوری از زندگی میترسیدم، زمان میدوید، و من که رویای پرواز داشتم، هنوز حتی سینه‌ خیز رفتن را هم یاد نگرفته بودم

#ایران
#عشق
#عاشقانه
#اعتبار
#عکس_نوشته
#ویسگون
#تخفیف
#جایزه
#هدیه
#پتریکور
#pe2richor
#petrichor
دیدگاه ها (۰)

یه فکت روانشناسی میگه اگه یکی گریه نمیکنه یا زیاد احساساتی ن...

وقتی کسی سعی میکند چیزی را فراموش کند، یعنی فراموش کردن برای...

آدمای زیادی میان که به عنوان رفیق واردِ زندگیه تیره و تارت ب...

عشق آسونه؛ پس اگه کسی اونو برات پیچیده کرد، ولش کن!#ایران #...

دردناک‌ترین سنگها رو کسی به سمتت پرتاب می‌کنهکه برایش سنگ تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط