برای تو مینویسم، که عزیزتر از جان شدی و لازم تر از نفس.

برای تو مینویسم، که عزیزتر از جان شدی و لازم تر از نفس.
عزیز دور،
عزیز دست نیافته،
عزیز بوسیدنی،
عزیز قلبم،
برای تو مینویسم که خواستم تو را در آغوش بکشم؛
ولی دستانم کوتاه بود.
برای تو مینویسم که بوسیدنت آرزو بود.
برای تو مینویسم که یک جهانی.
باشد که بدانی و بدانند که تو را دوست دارم؛
بسیار،
بسیار،...
بسیار.... ♾
دیدگاه ها (۱)

مصراع نخست : من تو را میبوسمدر مصرع بعد هم تو را میبوسمایراد...

همیشه این قلب پیشت گیر میمونه ♥️

❲تُ❳ هَمہ چیزِ مَنی!♥‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‎‌‌...

من عاشقِ، عاشقِ تو بودنم..♡‌‌‌‌

برای #تـღـو ↬ مینویسمڪه عزیزتر از جانم شده‌ایو لازم‌تر از نف...

مرا تنگ در آغوش بگیرتا ترس نبودنت میان دستانم بمیردتا اوج بگ...

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط