میدانی...

میدانی...

یک وقت هایی باید روی یک تکه کاغذ بنویسی

« تعطیل است »

و بچسبانی پشت شیشه ی افکارت!

باید به خودت استراحت بدهی

دراز بکشی...

دست هایت را زیر سرت بگذاری...

به آسمان خیره شوی...

و بی خیال سوت بزنی...

و در دلت بخندی به تمام افکاری که

پشت شیشه ی ذهنت صف کشیده اند!!
دیدگاه ها (۱)

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

پارت ۷۴

#تکپارتیموضوع:(وقتی مست می‌کنه)خیلی نگرانم شدی؟بنگچان/ا.تاون...

007-پنهان در مه - پارت ۷۵

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط