غروب رادوست میدارم چون خوشحالم

غروب رادوست میدارم چون خوشحالم
یک روز دیگر از عمر رابپایان رساندم
ولی شب که فرا میرسد بدبختیهای روز
خواب را از چشمانم.گرفته ومرا میآزارد
دیدگاه ها (۵)

چهل روز است که دلتنگی‌های غروب را با بودن در کنار مزارش سپری...

چهل روز است که دل‌تنگی‌های غروب را با بودن در کنار مزارش سپر...

🔹فضیلت صلوات از شامگاه پنجشنبه تا غروب روز جمعه🔺 امام صادق(ع...

بسم الله الرحمن الرحیم صحیفه سجادیه قسمت سوم :شرحی مختصر :ش...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت چهاردهمویو تهیونگیک سال از اون ...

در گذشته، پیرمردی بود که از راه کفاشی گذر عمر می کرد ...او ه...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

"چندپارتی".......p.4صبح روز بعد ، ویدیو همان لایو همه جا پخش...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط